سفارش تبلیغ
صبا ویژن

ساحل ادب
 
قالب وبلاگ

رییس مرکز بین‌المللی گفت‌وگو تمدن‌ها با تأکید بر این‌که در نظر امام(ره) میزان رأی ملت است، گفت: بر این اساس هیچ نظامی به رسمیت شناخته نمی‌شود، مگر آن‌که مبتنی بر رأی مردم باشد.

به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدمحمد خاتمی که با عنوان دبیر عالی همایش امام خمینی(ره) قلمرو دین کرامت انسان، در این همایش سخن می‌گفت با بیان این مطلب، ‌شخصیت حضرت امام را تأکید موضوعی از انسان، فلسفه، اخلاق، فقه، سیاست توأم با قدرت شگفت‌انگیز تصمیم‌گیری و شجاعت مثال‌زدنی دانست و گفت: در میان همه‌ی وجوه شخصیتی آن بزرگوار وجه انسانی شخصیتی آن عزیز برجستگی ویژه‌ای دارد.

وی در ادامه به برشمردن ویژگی‌های ممتاز امام از سایر عارفان پرداخت و گفت: بدون تردید امام عارفی واصل است هم به معنای نظری و هم سلوکی و عملی و در عین‌حال سیاستمداری برجسته است که برای نجات دنیای مردم خود را به خطر می‌اندازد و در رأس حرکتی قرار می‌گیرد که به از میان برداشتن نظامی فاسد و جایگزینی نظامی دیگر می‌انجامد و به عبارتی به منشأ تحولی در ایران و منطقه منجر می‌شود.

وی با یادآوری این‌که امام زاهد است، تأکید کرد: دنیا از نظر او حقیر است، اما وقتی به مردم می‌رسد دنیا را عادلانه برای همه می‌خواهد. حرمت انسان از نظر او جایگاهی والا دارد و امام انسان را در این دنیا هم کریم می‌خواهد.

خاتمی در ادامه با استناد به فرمایشات امام مبنی بر این‌که دیکتاتوری در نظام اسلامی نیست و به محض این که حاکم گرفتار دیکتاتوری شود خود به خود معزول است، گفت: کرامت انسان در فرمان هشت ماده‌ای حضرت امام(ره) تجلی بارزی دارد اما متأسفانه این فرمان مورد اهتمام چندانی قرار نگرفته است.

وی ادامه داد: بر این اساس پیشنهاد و توصیه‌ی من از محققان ارجمند این است که در همایش آتی سال آینده تحقیقات ارزنده‌ای را بر روی فرمان هشت ماده‌ای امام و نسبت آن با حقوق بشر، حقوق انسانی انسان و رابطه‌ی میان حکومت و شهروند در جامعه‌ی اسلامی انجام دهند و این فرمان را از مظلومیت خارج کنند.

خاتمی در ادامه به پاسخ امام نسبت به پرسش زیادی از نمایندگان مجلس نسبت به نقش برخی از اصول قانون اساسی و تکلیف جامعه نسبت به آن اشاره کرد و گفت: امام فرمودند تصمیم داریم در تمام زمینه‌ها وضع به صورتی درآید که همه طبق قانون اساسی حرکت کنیم. این را امام به عنوان رهبر محبوب و مورد اعتماد ملت فرمودند. ایشان هم‌چنین اشاره می‌کنند که اگر مواردی عدول قانون بوده است به شرایط ویژه‌ی جنگ اختصاص دارد و استثناء دارد، اما قاعده قانون اساسی است که رهبر و مردم همه باید در چارچوب آن حرکت کنند. قانونی که به طور خاص بیانگر حقوق ملت و حدود حکومت است.

وی تأکید کرد: نظام پیشنهادی امام جمهوری اسلامی بود، نظامی مبتنی بر رأی مردم و البته پایبند به اصول و ارزش‌های اسلامی. به نحوی که بتواند پاسخگوی مشکلات انسان در جهان پیچیده‌ی کنونی باشد.


[ یکشنبه 85/3/21 ] [ 1:9 صبح ] [ ابوالفضل امکانی ] [ نظرات () ]

محمدعلی ابطحی در یادداشتی با عنوان «ماجرای دفتر کار آقای خاتمی» در سایت خود نوشت: امروز رفته بودم دیدن آقای خاتمی. از بعد ریاست‌جمهوری یکسره دنبال جایی بود که در آن اقامت کند و دفتری داشته باشد. به ساختمان همراهان که در خیابان سعدآباد و نه در مجموعه سعدآباد بود حساسیت داشت.

گرچه مالکیت آن نیز بین بنیاد مستضعفان و ریاست جمهوری اختلافی است ولی همیشه اصرار داشت سریعتر آن محل خالی شود. اما مسئولان امنیتی و حفاظتی در چند نوبت هشدار دادند که ایشان باید در همان محل بماند. علی رغم این روحیه آقای خاتمی، در چند روز گذشته ابتدا نامه‌ای از ریاست‌جمهوری برای آقای خاتمی ارسال می‌شود که با توجه به نیاز واحد تشریفات ریاست جمهوری به ساختمان همراهان، ساعاتی که آقای خاتمی در آنجا حضور ندارند را مشخص کنید تا ما در بقیه ساعات در دفتری که آقای خاتمی در آن کار می‌کند، برنامه بگذاریم.

می‌توان حدس زد که آقای خاتمی با حساسیتی که در این مسائل دارد و از اول اصرار به رفتن داشته و بخش حفاظت نمی‌گذاشته چقدر ناراحت شده. خیلی به دوستانش و برادرش که دفتر او را بی‌چشمداشت و با ازخودگذشتگی اداره می‌کردند، پرخاش نموده بود. بعد از این ماجرا بی‌توجه به مسائل حفاظتی، شخصاً تصمیم گرفت از آن روز ساعاتی را به ساختمانی که بنیاد باران در آن مستقر بود برود و دیگر به ساختمان همراهان نرود و نرفت. ساختمانی که جدای از مسائل حفاظتی که لااقل برای دوستان ایشان امنیت و حفاظت از ایشان مهم بود، امکان ملاقاتها و جلسات آقای خاتمی در آن نبود.

بگذریم از اینکه چند روز از استقرار آقای خاتمی در ساختمان جدید، تازه نامه دوباره مدیر کل نهاد ریاست جمهوری به شخص آقای خاتمی آمد که حجت الاسلام خاتمی! و نوشته که ریاست جمهوری به آن ساختمان همراهان نیاز کامل دارد. ساختمانی که آقای خاتمی دیگر در آن اقامت نداشت! و پشت بند آن هم دو نامه دیگر از همان مدیر کل درباره ی مواردی که نمی شود به دلایل حفاظتی توضیح داد، رسید. از سویی هم آقای خاتمی به عنوان رئیس‌جمهور سابق همچنان با تقاضای روزانه ده‌ها ملاقات داخلی و خارجی و جلسه روبه‌رو بود.

نمی‌توانست که آنها را در منزل بپذیرد. چند شب پیش حسن آقای خمینی، نوه امام با آقای خاتمی دیدار کرد و یکی از ساختمان‌های دفتر امام را برای ملاقات‌ها و کارهای جاری به عنوان دفتر در اختیار ایشان قرارداد. این کار حاج حسن آقا خیلی پر معنا بود. نه فقط برای آن‌که محلی برای دیدارها و ملاقات‌های دفتر آقای خاتمی مهیا کرده است، بلکه به طور سمبلیک نشان داد که امکانات کمی که در اختیار دفتر امام است را در اختیار کسی قرار می‌دهد که وجودش برای کشور مفید و اگر امام بود، ارزش و جایگاه ویژه‌ای داشت. شاید نه خاتمی راضی به نوشتن این یادداشت باشد و نه حاج حسن آقا. من به عنوان یک وظیفه انسانی نوشتم تا هم از زحمات خاتمی تقدیر کنم که 8 سال ریاست‌جمهوری پر اقتخاری بر این مرز و بوم کرد و حتی دفتر کاری برای خودش دست و پا نکرد و هم از حاج حسن آقا که هم قدرشناس است و هم حافظ امینی برای راه و اندیشه امام. یقین دارم مردم هم ناظران خوب و قدرشناسان دقیقی هستند. البته خیلی‌ها از امکانات فراوانی که از بیت‌المال در اختیار افراد گوناگون هست، اطلاع دارند اما چون خاتمی از آن جنس آدم‌ها نبود این روزها می توان گاهی لبخند در چهره‌اش دید.


[ یکشنبه 85/3/21 ] [ 1:4 صبح ] [ ابوالفضل امکانی ] [ نظرات () ]

شخصیت مردان بزرگ الهی، برخلاف مردم عادی، تک‌‌بعدی نیست و وجوه گوناگون دارد. آنان با تهذیب نفس توانسته‌اند، اضداد را در خود جمع کنند. برای مثال؛ امام خمینی با پشت سر گذاشتن مدارج عالی تعالی انسانی، ظرفیت وجودی خویش را چنان وسیع ساخت که توانست، مفاهیمی ‌چون عرفان، ساده‌زیستی، جهاد، زهد، سیاست، مدیریت، قاطعیت، عاطفه، سازش‌ناپذیری، انعطاف، فروتنی، عزت‌طلبی و... را یکجا در شخصیت خویش جمع آورد. ایشان با وجود قاطعیت و سازش‌ناپذیری، روحی لطیف و عواطفی عالی داشت که به اشکال گوناگون، جلوه‌گر می شد.

به نوشته جام‌جم، از آن جمله این‌که در فروردین سال 1312 شمسی، که امام عازم سفر حج بودند، در بیروت، نامه‌ای برای همسر باوفای خویش ـ که دومین فرزند را در بطن خود داشتند و در آن شرایط حساس روحی، علی‌القاعده از دوری شوی خویش رنجور بودند ـ نوشتند که به یقین، مطالعه آن برای شما نیز همچون ما جالب است و امام را در تراز انسانی کامل و صاحب ابعاد گوناگون می‌شناساند.

تصدقت شوم، الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است.

عزیزم، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتی باشد می‌گذرد؛ ولی به حمدالله تاکنون هرچه پیش آمد، خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم(1). حقیقتا جای شما خالی است، فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.در هر حال، امشب، شب دوم است که منتظر کشتی هستیم. از قرار معلوم و معروف، یک کشتی فردا حرکت می کند، ولی ماها که قدری دیر رسیدیم، باید منتظر کشتی دیگر باشیم. عجالتا تکلیف معلوم نیست، امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم، که همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل. از این حیث قدری نگران هستم، ولی از حیث مزاج بحمدالله به سلامت. بلکه مزاجم بحمدالله مستقیم‌تر و بهتر است. خیلی سفر خوبی است، جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت [سیدمصطفی] قدری تنگ شده است. امید است که هر دو(2) به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند. اگر به آقا [پدر همسر امام] و خانم‌ها [مادر و مادربزرگ همسر امام] کاغذی نوشتید، سلام مرا برسانید. من از قبل همه نایب‌الزیاره هستم. به خانم شمس آفاق [خواهر همسر امام] سلام برسانید و به توسط ایشان به آقای دکتر [علوی] سلام برسانید. به خاور سلطان و ربابه سلطان سلام برسانید.صفحه مقابل را به آقای شیخ عبدالحسین بگویید برسانند.ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله

عکس جوف در حال دلتنگی از حرکت نکردن(3)

پی‌نوشت:

1ـ برای عزیمت با کشتی به عربستان برای انجام اعمال حج.2ـ اشاره به آقا مصطفی و فرزند دیگرشان که در آن زمان، هنوز به دنیا نیامده بود و چند روز پس از نگارش این نامه در زمانی که امام در سفر حج بودند، متولد شد و او را «علی» نام گذاردند. وی در کودکی بر اثر بیماری درگذشت.
3ـ اشاره به نبودن کشتی برای عزیمت به جده.


[ یکشنبه 85/3/21 ] [ 1:0 صبح ] [ ابوالفضل امکانی ] [ نظرات () ]

آذربایجان اویاخدی    اوز دیلینه دایاخدی

آذربایجان اویاخدی        انقلابا  دایاخدی

 

        دو شعار با دو معنی متفاوت و البته هزاران تفسیر مختلف ،  شعار ( آذربایجان اویاخدی اوز دیلینه دایاخدی )  ایستادگی در مقابل تمامیت خواهانی که فقط و فقط زبان فارسی را می شناسند و زبان دیگری را بر نمی تابند و سعی در فراموشی و از بین بردن زبان ترکی را در سر می پرورانند و شعار ( آذربایجان اویاخدی انقلابا دایاخدی  ) مشت محکمی است بر دهان دشمنان داخلی و خارجی که فکر می کنند می توانند از این آشفته بازار( که متاسفانه توسط روزنامه ایران جرقه زده و شعله ور شده ) سوء استفاده نموده و نیات پلید خود را در خطه ی قهرمان پرور آذربایجان با شعار هایی نظیر جدایی و قومیت زدایی و ... مطرح نمایند. غافل از این که علیرغم تمام بی مهری های انجام شده در طول سالیان گذشته در حق آذربایجان بزرگ ،  به قول فرمایش رهبر کبیر انقلاب اسلامی " آذربایجان همیشه سنگر اسلام و مسلمین بوده است " البته در این راستا باید کسانی را مقصر دانست که با پاشیدن بذر نفاق و تبعیض منتظر طوفانی هستند که در آن نه ترکی باشد و نه فارس. دشمنان آذربایجان چه داخلی و چه خارجی باید بدانند که بنا به فرمایش رهبر فرزانه ی انقلاب  آذربایجان صاحب انقلاب است ".

 


[ یکشنبه 85/3/21 ] [ 12:56 صبح ] [ ابوالفضل امکانی ] [ نظرات () ]
بعد از اهانت روزنامه ی ایران به ملت بزرگ آذربایجان ، انتظار می رفت مسئولین ،  مخصوصا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هر چه زودتر از ملت شریف آذربایجان عذرخواهی نموده و با توقیف روزنامه ایران و مجازات عوامل مربوطه ، لااقل مرحمی بر دل مجروح آذربایجان می گذاشتند، که متاسفانه انجام نشد . اما آنچه در این موضوع بیشتر نمود پیدا کرد و باعث تعجب این حقیر شد سخنان عجیب و غریب و ضدو نقیض جناب آقای دکتر عماد افروغ نماینده مردم تهران بود. در این که الان ملت آذربایجان در چنین شرایطی دایه های مهربانتر از مادر پیدا کرده اند تا آنها را نصیحت کند شک نیست و البته تعداد زیادی از افراد سیاسی جامعه در این گونه حوادث دست به چنین کارهایی می زنند ، ولی از فرد فرهنگی چون دکتر افروغ بعید به نظر میرسید. دکتر افروغ در گفتگویی با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری ایسنا با تاکید بر این که " به عینه دیده ام که مردم این خطه ( آذربایجان ) نسبت به هویت دینی و تاریخی و ملی شان خودآگاهی دارند" وبدون این که این عمل زشت و شنیع را  (که باعث رنجش میلیون ها انسان آزاده  شده ) محکوم نماید این عمل سازمان یافته را تنها حادثه اسفناک خوانده  و آن را اقدامی از سوی کسی که به هویت ایرانی اشراف نداشته قلمداد نموده اند و متاسفانه در راستای همان خط مشی ترک ستیزی حاکم بر کشور که سابقه بیش از 80 سال را تجربه می کند ، این عمل زشت و توهین را به ترک ها نسبت داده و فرموده اند که "احتمالا این اقدام از سوی یک آذری صورت گرفته " حال این سوال پیش می آید که جناب آقای افروغ اگر بنا به فرمایش شما در اول مصاحبه اگر ترک ها به هویت دینی و ملی خود اشراف دارند و کار اهانت به نظر شما توسط کسی صورت گرفته که به هویت ایرانی خود اشراف نداشته و بعد می گویید این کار آذری ها بوده فکر نمی کنید که با این ضد ونقیض گویی به بیراهه تشریف می برید و یا ما را به بیراهه می کشانید؟!

جناب آقای افروغ شما اعتراض به حق ملت آذربایجان را در قبال حرکت مذموم و زشت روزنامه ایران به پان ترکیسم و پان آذریسم تعبیر می کنید ولی خودتان حتی از محکوم کردن عمل روزنامه ایران خودداری می کنید حال بفرمایید شما خودتان پان فارسیسم نیستید؟

جناب آقای افروغ اگر ملت قهرمان آذربایجان کاریکاتور یک کاریکاتوریست را بر نمی تابند و سر به اعتراضی می گذارند که حق دارند ، مطمئن باشید که توهین  و ادعای شما را ( که این کار توسط آذری ها صورت گرفته) در مقام یک استاد دانشگاه و نماینده مجلس هرگز از ذهن و خاطره ی خویش حذف نخواهند کرد.و انتظار پایان این چنین حرکاتی را نیز از جانب پان فارسیسم ها ندارند چرا که حامیانی چون شما را در مسند ریاست کمیسیون فرهنکی مجلس دارند !

واما سخن آخر جناب آقای دکتر افروغ نمی دانم ذهن تاریخی شما چقدر به خاطر می آورد، ولی خود تاریخ شاهد است که در هر کجای این مرز و بوم ، هر وقت اسلام یا ایران به خطر افتاده آذربایجان چه جان فشانی ها که نکرده و اکر زبان ترکی شما خوب باشد ( بعید می دانم ) یکی از شعارهایی را که مردم آذربایجان در طول سالیان دفاع مقدس سر می دادند یادآوری نمایم: 

" بیز حسینی مکتبوخ اعدایه امکان وئرمروخ    بیز ده وار حب الوطن جان وئروخ ایران وئرمروخ "

ملاحظه می فرمایید که در هیج بند این شعار چیزی برای پان ترکیسم نیست و تنها چیزی را که بیان می کند الهام از مکتب امام حسین (ع) و حب وطن می باشد، الان هم مردم آذربایجان هیچ وقت به فرصت ‌طلبان اجازه نخواهند داد که از این‌گونه مسائل برداشت ‌های غلط صورت گیرد. ولی واقعا ظلم است که در مقابل خواست بر حق مردم بایستیم و به  آن ها بر چسب پان ترکیسم بزنیم. لااقل شما بهتر می دانید که عده‌ای قلیل که تفکر منفی نسبت به آذربایجان عزیز دارند، همواره در ارائه خدمات مناسب به این خطه از کشور کوتاهی کرده‌اند و این در حالی است که اهل فرهنگ تاریخ و ادب آذربایجان سرآمد بوده و هستند.

-------------------------------------------------------------------------------

 

نماینده‌ی تبریز، اسکو و آذرشهر در نطق پیش از دستور خود با گرامیداشت سالروز آزادسازی خرمشهر، فرا رسیدن این روز پرشکوه را به ارتشیان، پاسداران و بسیجیان جبهه دین تبریک گفت و به شهدای دفاع مقدس ادای احترام کرد.

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اکبر اعلمی با اشاره به تذکرات مکرر خود مبنی بر لزوم برخورد قانونی با معرفین و عوامل تحقیر اقوام و اهانت به ترک زبانان، گفت: با تمامی این تذکرات لاجرم مسئولان امر تصمیم به توقیف روزنامه دولتی گرفته، گرچه گستاخی دست‌اندرکاران مرتبط با مطلب موهن تحرک و موجب تظاهرات اعتراض‌آمیز بود، لیکن محدود و معطوف کردن اعتراضات روزهای اخیر، انعکاس یک طنز موهن در روزنامه مذکور و متوجه کردن تقصیرات و انگشت اتهام به سوی چند نفر از دست‌اندرکاران مطبوعاتی نشان از ساده‌انگاری و سطحی‌نگری است.

به اعتقاد نماینده‌ی تبریز مادامی که انگیزه‌ها و عوامل اصلی وقایع اخیر دقیقا مورد بررسی و کالبدشکافی عمیق قرار نگیرد، تکرار این قبلی اعتراضات که متأسفانه در موارد محدودی آن هم به دلیل تحریکات و اقدامات غیرمدبرانه و خشن مسئولان به حوادث ناگوار منجر می‌شد، اجتناب‌ناپذیر است.

وی با اشاره به ریشه‌های اعتراضات اخیر گفت: در اصل 19 قانون اساسی آمده است که مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد و زبان آنها سبب امتیاز نخواهد بود. اصل 20 همین قانون تصریح می‌دارد که همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند. اصل 15 قانون اساسی بیان می‌دارد که زبان و خط رسمی مشترک مردم ایران فارسی است اما استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در کنار زبان فارسی آزاد است.

به اعتقاد اعلمی چنانچه سه اصل مذکور را در کنار هم قرار دهیم می‌توان نتیجه گرفت که ایران یک واحد سیاسی، فرهنگی و سرزمین مشاعی است که به همه ایرانیان و اقوام ساکن در آن تعلق دارد و هیچ یک بر دیگری برتری ندارد.

این عضو کمیسیون امنیت ملی بدیهی دانست که در چنین بافت جمعیتی، چنانچه الگوی مطلوبی جهت حفظ و ارتقاء همبستگی ملت استفاده نشود دستیابی به وحدت و حفظ و تمامیت ارضی بسیار دشوار خواهد بود.

وی با بیان اینکه الگوی مذکور از یک سو باید متضمن احترام به هویت قومی و از سوی دیگر تقویت تعلقات ملی به صورت قوام و مبتنی بر عمل به حق و تجلیل از کرامت انسانی باشد، افزود: به بیان دیگر نظر به اینکه هویت قومی و تعلقات ملی به عنوان دو مکمل لازم و ملزوم یکدیگر بوده و با تأثیر و تأثر متقابل برهم، اجزاء تفکیک ناپذیر ملت ایران را تشکیل می‌دهد، از این رو دوام و قوام و چسبندگی و پیوستگی ملت در گروی احترام توأم به شاخصه‌ها و مظاهر مؤثر در هویت قومی و وابستگی‌های ملی در ابعاد مختلف فرهنگ، زبان، هنر و مذهب است.

وی افزود: بنابراین هر یک از اقوام ایرانی به موازات وابستگی و تعلقات ملی خود باید احساس نمایند که دارای یک هویت قومی مستقل و آزاد هستند و می‌توانند مظاهر آن را نیز در همه شئون زندگی خود ظهور و بروز و رشد دهند. در غیراینصورت چه بسا اقوام مختلف در فرصت مناسب با عمده کردن تعصبات و ویژگی‌های قومی خود روی آورده و از تعلقات ملی خود دوری گزیند که حاصلی جز ایجاد اختلاف و همبستگی و آسیب جدی به وحدت سیاسی به همراه ندارد.

اعلمی معتقد است: واعظان قانون اساسی با در نظر گرفتن این واقعیت، مهمترین عامل شکوفایی تعلقات ملی و چسبندگی و وحدت و همبستگی ملی را در گروی رفع تبعیض و تحقق و رشد و بالندگی مذاهب و شاخصه‌های فرهنگی و اقوام و توجه و احترام به حقوق و کرامت انسانی هر یک از آنان بیان کرده و حتی در بند 6 اصل سوم قانون اساسی کرامت و ارزش بالای انسانی و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا را یکی از پایه‌های ایمانی نظام جمهوری اسلامی عنوان می‌کند. و در بند ج همین اصل متذکر می‌شود که استقلال این نظام باید به تأمین و تحقق، تسلط و عدل و استقلال سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و بالاخره همبستگی ملی منتهی شود.

به گفته‌ی نماینده‌ی مردم تبریز چنانچه با رویکرد آسیب‌شناسانه به وقایع اخیر توجه گردد باید پذیرفت که کم‌توجهی به واقعیت‌های هویتی عامل و ریشه چنین واکنش‌ها و انفجارهایی است که در یک چشم به هم زدن جرقه‌ای را به حریق بزرگی مبدل می‌سازد.

وی افزود: واضح است که وقتی اقوام مختلف و از جمله ترک و آذربایجانیان غیور که اکنون بخش اعظم و تفکیک‌ناپذیر ملت ایران را تشکیل می‌دهند به دلایل واهی نه تنها از امکان تظاهر هویت خود به شرحی که در قانون اساسی بیان گردیده برخوردار نمی‌شوند با ایجاد کوچترین جرقه‌ا‌ی به حریقی مبدل و آتش عظیمی را به پا می‌کنند، بنابراین باید کسانی را مقصر دانست که بذر نفاق و تبعیض را پاشیده‌اند و اکنون طوفان درو می‌کنند.

وی افزود: این تظاهرکنندگان که ابتدا به نحو مسالمت‌آمیز و کاملا به روشهای مدنی مراتب اعتراض خود را به روزنامه بیان می‌کردند اگر مسئولان با تدبیر و درایت آنها را مورد ضرب و شتم قرار نمی‌دادند، مطمئن باشید هرگز آنچه در تبریز رخ داد، به وقوع نمی‌پیوست.

به اعتقاد این عضو فراکسیون اقلیت مجلس چرا باید آزموده‌ها را دوباره آزمود. چرا به جای حل مسأله صورت مسأله را پاک می‌کنیم؟ آیا معرفی کردن جوانان همین مرز و بوم که به روش مسالمت‌آمیز مطالبات خود را بیان می‌کنند، به عنوان یاغی به نفع جمهوری اسلامی است؟

اعلمی معتقد است: کسانی یاغی هستند که دانسته و ندانسته با سخنان و اقدامات و سیاستهای خود تخم کینه و نفاق و تبعیض را می‌پاشند و البته طوفان هم درو می‌کنند.

وی با بیان اینکه شعار همه اقوام ایرانی، خصوصا غیورمردان ترک زبان آذربایجانی در سراسر کشور این است که « ما باده‌ی عزت و شرافت نوشیم در راه وطن از دل و از جان کوشیم، گر در صف رزم جامه از خون پوشیم، آزادی را به بندگی نفروشیم» افزود: مادامی که افراد بدنام و شخصیتهای منفی فیلم‌ها و داستانها نظیر چاپلوسان و اراذل و اوباش جامعه افراد نادان و ساده‌لوح در کسوت قومیت‌ها و ترک‌ها به نمایش درمی‌آید و زبان و لهجه‌ها و گویش‌های ترکی از باب مزاح، بلکه با تحقیر و تمسخر و حذف و اهانت یک قوم هتک حرمت می‌شود، مفاخر و مشاهیر و قومیت‌های مختلف از جمله مفاخیر و مشاهیر ترک زبان به فراموشی سپرده می‌شود و در کنج انزوا قرار می‌گیرد و امکان بزرگداشت شخصیت‌هایی نظیر سقط الاسلام نویسنده اولین قانون اساسی در ایران، شیخ محمد خیابانی و باقر خان و ستار خان، قهرمانان ملی و کسی که در برابر آزادی ایران پرچم ظلم‌ستزی را برافراشته و جان خود را در مبارزه با خلفا جور و اسلام پناه از دست می‌دهد و امکان ظهور و بروز و فرهنگ و زبان و موسیقی و آداب و سنن را نمی‌یابند، آثار باستانی آنها نظیر ارگ مورد بی‌مهری قرار بگیرد و اعتبارات ناعادلانه و در زیان مناطق ترک زبان توزیع می‌گردد، جملگی زخم‌های کهنه‌ای است که در یک جا سر باز می‌کند و جرقه‌ای است که در مواجه با گستاخی روزنامه‌ای به آتش تبدیل می‌شود.


[ شنبه 85/3/6 ] [ 10:38 عصر ] [ ابوالفضل امکانی ] [ نظرات () ]

روایت دردی که در جان و قفلی که بر زبان داریم,

قصه امروز و دیروز نیست. حکایت, حدیث ملتی است که به گاه سختی و درد و به هنگام نبرد در ابتدای صف هستند و به هنگام تقسیم غنایم و شادی هیچ نام و نشانی از آنها نیست و مگر فراموش کرده ایم غربت و فرجام ستارخان و باقرخان را که یکی سردار و دیگری سالار ملی بود... 

 

یکبار دیگر دست پنهان و کثیف شونیزم فارس از آستین روزی نامه دولتی ایران نمایان گردید.همزمانی این عمل گستاخانه با انتخاب شعار "ستارگان پارسی" برای تیم ملی فوتبال  کشور کثیرالمله ایران را میتوان جزو برنامه های وسیع و هدفمند   انهدام فرهنگ و زبان اقوام و ملل غیر فارس محسوب نمود.

سردمداران شونیزم فارس به خوبی به این امر واقف هستند که نخستین گام برای از بین بردن یک ملت تحقیر آن ملت و از بین بردن زبان آن ملت می باشد.رگه های این سیاست غیر انسانی را می توان در برنامه های شبکه های استانی منطقه آذربایجان مشاهده کرد.

در سطح کلان کلیه برنامه های به اصطلاح فرهنگی کشور در جهت اجرای سیاست رضا خانی "یک کشور-یک ملت – یک زبان" طرح و اجرا می شود و متاسفانه ملت مظلوم  آذربایجان د رتیر رس نوک پیکان شونیزم فارس قرار گرفته و هر از چند گاهی شاهد بروز این گونه اعمال علیه فرهنگ-هویت و زبان ملت آذربایجان  هستیم. 

 

هارای هارای

 

من تورکم

 

 

یاشاسین آذربایجان

 

آذربایجان اویاقدی    اوز دیلینه دایاقدی

  آذربایجان یاتمیییب     کیملیگینی ساتمیییب

          من اودام، اودلا اویناما  آلیشارسان یانارسان

 

 


[ شنبه 85/3/6 ] [ 10:31 عصر ] [ ابوالفضل امکانی ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب


بازدید امروز: 86
بازدید دیروز: 43
کل بازدیدها: 45065